دریافت کد نقطه چین شدن دور عکس

❄Imaginary world❄ - مطالب ファテメ
دیگران را ببخش، نه برای این که آنها لایق بخششند، بلکه تو لایق آرامشی !

اهنگ های اکوئستریا 5

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 09:47

نویسنده : ファテメ
][
]


دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 09:49

ادامه داستانم

یکشنبه 1 اسفند 1395 14:48

نویسنده : ファテメ

ملودی : با صدای بلند گریه می کنه

هلن هم بی هوش می شه

اون سه نفر که پشت سر ملودی و هلن بودند جلوی اون بدجنسارو می گیرن

ملودی هلن رو پشت می کنه و پرواز می کنه به طرف قصراشون

هلن رو روی تخت می خوابونه و ازش پرستاری می کنه

بعد به کلر زنگ می زنه

ملودی : سلام کلر هلن حالش خوب نیست من یه کاری دارم باید برم تو از اون بیا مراقبت کن

کلر : ملودی .....

...................................

ملودی :اه بخوشکی  شانس حالا هم وقت خاموش شدن این گوشی بود

کلر وارد شده

ملودی : خدافظ کلر

کلر : اما ملودی

ملودی : اما نداره بای


 در قصر پرنسس لونا

ملودی : پرنسس لونا دیشب منو هلن داشتیم به خونه هامون برمی گشتیم که یه چندتا پونی بدجنس جلومون رو گرفتن و سه تا پونی دیگه نجاتمون دادند

لونا : یادت نیس اونا چه شکلی بودند

ملودی : خب راستشه

لونا : می دونستم تو خیلی قوه تخیل بالایی داری

ملودی : اما منکه بچه نیستم

لونا : مگه بچها فقط قوه تخیل دارند

ملودی : نه

ملودی : پس خدافظ پرنسس لونا

پرنسس لونا : روز خوبی داشته باشی عزیزم

وبا سرعتی پرواز کرد


هلن به هوش امده بود

کلر : هلن همه چیز رو برام گفت

ملودی : چی پس تو ام فهمیدی

کلر : فک کنم بدونم کار کی بوده

ملودی : چی گفتی تو میدونی

کلر : خب یه جورایی میدونم

هلن : نه غیر ممکنه

این داستان ادامه دارد





دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 اسفند 1395 15:06

خب داستان شروع می شه

شنبه 30 بهمن 1395 13:33

نویسنده : ファテメ

روزی بود روزگاری بود

توی یه شهر قشنگ زیبا

چندتا دوست بودند که از هم هیچ وقت جدا نمی شدند

اونا هروز به خونه های همدیگه می رفتند

امروزم نبت رفتن به خونه هارت برایت بود

هلن : ملودی بدو دار دیر می شه ها کلر اسنو رفتند خونه هارت برایت الان دیر می شه

ملودی: وای هلن صبور باش دیگه

ملودی: خب بیا پرواز کنیم بریم خونه هارت هلن : باشه

اونا با نهایت سرعت به خونه هارت رسیدند

هلن : دیر که نکردیم

هارت : اتفاقا به موقع رسیدید

اونا تا شب خوش گذرونی کردند بعد هم شام رو خوردند رو هم رفتند خونه هاشون

هلن و ملودی داشتن به سمت قصراشون می رفتند که یهویی

یه شمشیر تیز و برنده جلوشون ضاهر شده

ملودی : ما اصلا پو.... پولی .... هم ....همراهمون نیست

اونا احمقا ما پولتون رو نمی خوایم

جونتون رو می خوایم

یه دفعه سه نفر دیگه از پشت سرمون بیرون امدند

تا ادامه داستان صبر خواهیم کرد




دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 30 بهمن 1395 13:44

می خوام داستان بزارم

پنجشنبه 28 بهمن 1395 20:46

نویسنده : ファテメ
اسم داستان :دوستان ابدی 
نوع داستان:اکشن. تخیلی. 
شخصیت های اصلی:
هلن درمیز
ملودی استار
تیلا
کلر
هارت برایت
لایت
اسکای
اسنو اونت
شخصیت های فرعی:
لینا
کاترین
کاترینا

شخصیت های قاتل:
فلاتروین
جسیکا
مریسون

شخصیت های پرنسس:
توایلایت
سلیستیا
کدنس
لونا
فلوری هارت

شخصیت های که کشته می شن:
بیوتی
لیا
ماریا
برک
کاترین
 کاترینا
شخصیت های که بدجنس هستند:
دیدیوانگ
لولا تانر
فلر
پر شده



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 30 بهمن 1395 13:33

یه بیس عالی

پنجشنبه 28 بهمن 1395 08:16

نویسنده : ファテメ



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ملودی و نیمه هاش

چهارشنبه 27 بهمن 1395 14:16

نویسنده : ファテメ

خب معرفی می کنم

اولی از سمت راست نایتمر ملودی

دومی گلگسی ملودی

سومی مثبت ترین نیمه فلای استار

چهارمی ملودی بیوتی

پنجمی ملودی استار

شیشمی ----- اسم ندارم

هفتمی بلانکی  دش

نایتمر ملودی : اون دختر بدجنسی و همش ملوی استار نیمه اصلی رو اذیت می کنه

دوست اون : بلانکی دش ولی اون صمیمی نیست باهاش  بلکه ملودی گلگسی دوست واقعی شه

حرف درباره او : من نمی خواهم بدجنس باشم ولی مجبورم کاشکی ملودی هرگز سرنوشتش رو امضا نمی کرد

یه داستان کوتاه : یه روز  که ملودی گلگسی داره اون رو دلداری میده  بلانکی دش می فهمه و دوستی اونا رو فاش می کنه

ملودی گلگسی : اون نیمه جادویی ملودی استار که ملادیا خواهر تقلبیش رو شکست می ده

دوست اون : از نظر او همه دوست او هستند

حرف درباره او : ممکنه همه یک اشتباه کرد باشند هیکس بی نقص نیست

یه داستان کوتاه : ملوی استار با بلوم هارت قهر کرده بود و اون انها را اشتی داد

فلای استار : نیمه واقعا ترسویی ملودی و مثبت ترین پونی جهان که حتی یه پشه رو هم نمی کشه

دوست اون : هیچکس اون تنهایی  رو ترجیح می ده

حرف درباره او : من عاشق حیواناتم وقتی ناراحتم خرگوشم رو بغل می کنم اون ناراحتیم رو بر طرف می کنه

یه داستان کوتاه :یه روز داشتم وسایل داخل کمدم رو مرتب می کردم که نایتمر ملودی من رو ترسوند اون بد ترین خاطرم بود

 ملودی بیوتی : اون بهترین دوست ملودی استار و همیشه در حال ارایش هست

دوست اون : ملودی استار  است

حرف درباره ی اون : من همیشه در حال ارایشم ارایش من رو زیباتر می کنه

یه داستان : توی مدرسه هیچ کسی نبود که لاس درست و حسابی داشته باشه من از اون روز طراح لباس شدم

برای ادامه 10 نظر دیگه




دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 بهمن 1395 16:05

....

دوشنبه 25 بهمن 1395 13:44

نویسنده : ファテメ
به نویسنده برای وبم نیاز دارم 
+
هیچکی توی این وب بامن دوست نیست من مثل یه غریبه توی این وبم 
+
می خوام یه وب خبری بزنم 
+
میریم دنباله موضوع های نتی مثلا از یه نفر که وبش کلی نویسنده داره 
می پرسیم که انگیزش چی بوده و فلان اینا 
+
اسمشم هست مجله خبرنگاران دنیایی نت 



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 بهمن 1395 13:47

بیگورافی پرپل میند

یکشنبه 10 بهمن 1395 15:05

نویسنده : ファテメ

شروع می کنیم

نام = پرپل میند

نام خانوداگی = هارت

اسم مادر = لمون وایت

اسم خواهر =بلوم  هارت

اخلاق= باحال - جذاب - شوخ- مغرور- مهربون -جسور

خوصوصیات= اون دوست دار از روی دیوار بپر و از خونه فرار کنه - اسکیت بازی - خوندن اهنگ مخفیانه

بهترین دوست =گیرین استار

کار روزانه = شوخی با هم دبریستانی هاش

دشمنش =رینبو وایت رنگین کمان سفید

چرا از رینبو وایت بدش میاد = بخاطر اینکه توی تقلب یکی از امتحان های ترم پرپل میند رو ضایع می کنه و دشمنیشون از اون جا شروع می شه

ماحسبه با اون پست بعدی





دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 بهمن 1395 15:19

یه مشکل

یکشنبه 10 بهمن 1395 13:59

نویسنده : ファテメ

یه مشکل

برای اسم

نمیدونم اسم این پونی رو چی بزارم

یه راهنمایی بکنید لطفا

استعدادش =عوض کردن حالت موش در 1 صدم ثانیه

قدرت = جادو کردن فکر خوندن  دیونه کردن لمون وایت

و راستی خوشگل شد یانه

ادیت کردنم پیشرفت کرده یا نه

اسم انتخابی

پرپل میند




دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 بهمن 1395 14:54

کاسپلی السا و انا در فروزن فیور

یکشنبه 3 بهمن 1395 18:40

نویسنده : ファテメ




دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 بهمن 1395 18:43

السا و انا

یکشنبه 3 بهمن 1395 18:37

نویسنده : ファテメ





دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 بهمن 1395 18:39

برگشتم....

شنبه 2 بهمن 1395 20:57

نویسنده : ファテメ
امدم بازم به اینجا.......
دیگر از خودم نگویم که هم مشناسنم......
با اجاز مدیر اگه میشه مشیل رو هم نویسنده کنم .....
دیونم کرد.....
همین ......





دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 2 بهمن 1395 20:58

درون و بیرون من

جمعه 10 دی 1395 12:31

نویسنده : ファテメ



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ادامه داستان

یکشنبه 5 دی 1395 21:24

نویسنده : ファテメ

ادامه داستان

اسمشو تغیر دادم به قتلی در پشت در اتاق


ادامه مطلب

دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 دی 1395 21:47

داستان می خوام بزارم منم

شنبه 4 دی 1395 20:38

نویسنده : ファテメ
حوصلم پوکیده بوده دیگه خواستم یه داستان بنویسم 
به نام 
زندگی پشت یک در 
انقدر هام ناراحت کننده نیست 
موضوع شم :قتل و تنهایی
از اونجایی شروع میشه که نایت دنسر استار ناگهانی بدون اینکه بخواهد یه نفر رو می کشه 
خب شخصیت می خوایم:
شخصیت های اصلی 
برک هارت 
دنسر لایت 
☆SNOW☆ONTTE☆
شخصیت های فرعی 
شخصیت های که میمرین 
گلدن هارت 
گلوری هارت 
شخصیت های قاتل 
کلر
نایت دنسر 
تیلا
خب شروع می کنیم 
راستی به این وب بسرید لطفا 
http://pony1.n96.ir



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 دی 1395 17:44



تعدادکلصفحات : 2 1 2